حسن حسن زاده آملى

311

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)

آياتش را در آنها ظاهر و راياتش را از آنها با هر مى بينند پس به آثار قدرتش بر وجوب وجودش و ذاتش استدلال مى كنند ، و بانوار حكمتش بر تقدس اسماء و صفاتش استشهاد مى كنند . زيرا كه وجود سماوات وارض و امكان و حركاتشان دلائل انيت او است ، و اتقان و انتظام آنها شواهد معرفت و ربوبيت او است و به اين طريقه در كتاب مبين بقول خداوند عزاسمه اشاره شد سنريهم آياتنا فى الافاق و فى أنفسهم حتى يتبين لهم انه الحق ( آخر فصلت ) . و در اين هنگام برايشان روشن مى گردد كه حق فقط او است بحيثى كه كل وجود و كمال وجور را مستهلك در وجود و كمالات وجود او مى بيند بلكه كل وجود و كمال را لمعه اى از لمعات نورش و جلوه اى از جلوات ظهورش مى بيند و اين سفر اول از اسفار اربعه عقليه است بازاء سفر اول اهل سلوك از اهل الله كه من الخلق الى الحق است . سپس بوجود نظر مى كنند و در نفس حقيقتش تأمل مى كنند پس برايشان روشن ميگردد كه او واجب بذاته و لذاته است ، و بوجوب ذاتش بر بساطت و وحدانيت و علم و قدرت و حيات و اراده و سمع و بصر و كلام و سائر اوصاف كمالش و نعوت جمال و جلالش ، و بر اينكه همه آنها عين شئون ذاتش است استدلال مى كنند پس احديتش ظاهر مىشود و با حديتش صمديتش ظاهر مىشود و بصمديتش ظاه‌ر مىشود كه كل اشياء بنحو اتم و اعلى است و اين سفر دوم از اسفار اربعه عقليه است بازاء سطر دوم اهل الله كه من الحق الى الحق بالحق است . سپس در تجود و عنايت و احديت او نظر مى كنند پس وحدانيت فعلش و كيفيت صدور كثرت از بارى تعالى و ترتيب آنها تا انتظام سلاسل عقول و نفوس برايشان كشف مى گردد و در عوالم جبروت و ملكوت اعلى و اسفر تابعالم ملك و ناسوت منتهى گردد تامل ميكنند أولم يكف بربك انه على كل شى شهيد ( آخر فصلت ) و اين سفر سوم